ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
500
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
كنندهء مالاريا بپايان رسيده است . پس ديگر نبايد به دارو چندان دل بست و تنها راه نجات را بايد در پناه بردن به نقطهاى كه بيش از شش هزار پا از سطح دريا ارتفاع داشته باشد دانست و از آن هم بهتر ، مراجعت به اروپاست . حصبه يا تيفوس در ماههاى زمستان اغلب به صورت همهگير ظاهر مىشود . برحسب ملايم بودن يا بدخيم بودن اين بيمارى آن را مطبقه « 56 » يا محرقه « 57 » مىنامند . اين بيمارى در ايران هرگز به صورت تيفوس بطنى ظهور نمىكند ، به همين دليل شكم فقط قدرى ورم مىكند و به هنگام فشار آوردن به ناحيهء رودهء كور دردى احساس نمىشود و برعكس همواره يبوست از عوارض بيمارى است . تيفوس فوق العاده واگير است و سرايت مىكند ؛ هنگامى كه در سال 1854 « 58 » در بيمارستانى كه زير نظر خودم اداره مىشد چند بيمار حصبهاى را در تالارى كه قبلا بيماران ديگرى ، از قبيل بيماران چشم و مجروحين در آنجا بسترى بودند وارد كردم نه تنها همهء بيماران به حصبه دچار شدند بلكه من خود نيز گرفتار شدم و از شانزده شاگرد من هم دوازده تن حصبه گرفتند ، چهار تن باقىمانده قبلا به اين بيمارى مبتلا شده بودند . اين مرض نژاد سفيد و سياه هر دو را به خود دچار مىكند و بخصوص در سالهاى كهولت گريبان آدمى را مىگيرد ، ولى هرگز نشده كه شخصى دوبار بدان مبتلا شود . از بين سربازانى كه از ناحيهء كوهستانى به شهر مىآيند تيفوس قربانيان زيادى مىگيرد . بدن هر بيمار حصبهاى بيرون مىريزد ، اغلب سرخجهء كاذب و آن هم بيشتر با چنان گستردگى كه آدمى ممكن است آن را سرخك تصور كند ؛ حصبهء عام « 59 » نادر است و فقط در حالات سخت ديده شده است . جريان نوع خوشخيم حصبه كه به مطبقه موسوم است بدين قرار است : پس از علائم مشهور قبل از مرض يعنى دلزدگى ، خستگى ، بىاشتهائى و خوابى كه بر اثر كابوس آشفته است ، لرز به صورت مكرر ظاهر مىشود ، دلزدگى و بيحوصلگى محسوس مىشود ، به زودى سردرد بروز مىكند و سرگيجه ، خشكى دهان و گلو هم بدان افزوده مىگردد . زبان به سختى بار دارد . حالا ديگر موقع آن است كه پوست بيرون بريزد ؛ بعد هم نوبت هذيان و سنگينى گوش مىرسد . نبض كامل است اما بندرت مىشود ضربان آن از صدوده نوبت در دقيقه بيشتر شود . در روز دهم تمام اين علائم شدت پيدا مىكند و به بحرانى مىانجامد كه پس از آن در روز يازدهم با عرق كردن فراوان كه دو تا سه بار تكرار مىشود از حدت و شدت مرض مىكاهد . از روز پانزدهم به بعد دورهء نقاهت آغاز مىگردد . محرقه از آنچه گفته شد سخت خطرناكتر است ، با تمام علائم فساد خون ظاهر مىشود و اغلب از بينى و حتى احشا خون جارى مىگردد چنان كه
--> ( 56 ) . Febris mucosa ( 57 ) . Febris Septica ( 58 ) . مطابق با 71 - 1270 ه . ق . - م . ( 59 ) . Purpura typhosa